صائن الدين على بن تركه
29
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
يكى از زبانآوران مجلس انس ، نغمه نام ، كه از دست تصاريف روزگار سخت و سست بسيار كشيده بود و پايمال كشاكش دوران گشته گاهى چون عود در آتش امتحان گردون سوختى و گاهى بسان رباب گوشمال نوازش هر دون كشيدى ، هر چند به راهزنى و بىباكى شهرتى داشت فامّا در ميان ابناى جنس [ 444 الف ] به راستى ممتاز بود و اگر چه اكثر اوقات « 1 » با عوام به سر كردى ، و ليكن اقوال و افعالش بر اصول حكمى و قوانين منطقى منطبق بود در قسم طبيعى دخلى داشت و امّا رياضى فنّش بود ، او را از چنگ هوان خلاص گردانيده به قانون پادشاهان بزرگ از خاك خوارى برداشت و به صنوف نوازش بنواخت و محرم پرده سراى « 2 » راز ساخت كه : در وسط معمورهء عالم شهرستانى بهغايت نزه و دلكش « 3 » نشان مىدهند ، زمينى از مصادمت اشرار و اضداد دور و هوايى به اعتدال نزديك . مىگويند شيخى از سرحدّ قدس ، آنجا « 4 » فروگرفته و جمعى از هر جنس بر او جمع گشته و از انواع نقود علوم و جواهر حقايق با ايشان در ميان دارد و از قوم شما طايفهاى در خدمت اويند . تو را مىبايد رفت و از عالم نكتهپردازى دخل « 5 » ساخت و حكايت اردوى ما آنجا در انداخت و تمهيد مقدّمات آن را نيكو پرداخت و اوضاع آن مملكت و امزجهء اعيان و اهالىاش تمام معلوم كرده تيز « 6 » بازگشت « 7 » ؛ « كه زاد راهروان چستى است و چالاكى » . در حال ، او را به يكى از بادپايان « غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ » سوار كرده متوجّه صوب صماخ ساختند . رسيدن نغمه به سرحدّ صماخ و « 8 » پيغام رسانيدن او « 8 » چون آن گوشه محطّ رحال ترحال نغمه گشت [ 444 ب ] به واسطهء آنكه اين سرحد محلّ ورود كلام سماوى و منزل وفود واردان قدسى و آشنايان عالم علوى است ، مثل ديگر حدود ، ابواب مداخل آن به مغاليق حجب حاجزه مسدود نمىباشد ، پيشروان تيز
--> ( 1 ) . I : عمر ( 2 ) . G و I : سراپردهء ( 3 ) . D : دلگشاى ( 4 ) . G : + را ؛ I : + بار ( 5 ) . I : خود را دخيل ( 6 ) . I : و به تندى ( 7 ) . B در حاشيه : + ع ؛ D : + ص ؛ F : + مصراع ؛ J : + شعر ( 8 ) . F : اداى پيغام كردن .